درود بر این قلم
متاسفانه برخی صرفا تلاش میکنن از هر فرصتی استفاده کنن که فقط و فقط چهره اموزش و پرورش رو سیاه نمایش بدن.
نمیدانند اموزش وپرورش یعنی فرزند خودشان
فرژند ما
خواهر زاده و برادر زاده ما
یعنی فرهنگ خانه ما
تخریبش کنیم … خانه مان خراب میشود…
کاض نگاه منصف و بی غرض بیشتر میدیدیم.
یادداشت انتقادی
وقتی قلم به جای حقیقت، زهر میریزد

“صبح خرد”:یادداشت انتقادی از زبان آیت اله ظفری (فعال رسانه ای وفرهنگی)
“وقتی قلم به جای حقیقت، زهر میریزد”
در سوگ مرگ تلخ یک جوان کهگیلویه ای در استخر فرهنگیان یاسوج، در شرایطی دردناک و ناباورانه، زخم سنگینی است بر دل هر انسان آزادهای. ماجرا، غمانگیز و تلخ بود؛ اما تلختر از آن، واکنش برخی افراد و رسانههاست که از دل این مصیبت، کینهتوزی و حمله به نهادهای خدوم را بیرون کشیدند.
نمیدانم چرا بعضیها با دیدن رنج دیگران، قلمشان به جای همدردی، زهر میریزد. نمیدانم چه بر سر نگاه حرفهای آمده که فاجعه انسانی را تبدیل به پروژهی شخصی و سیاسی میکنند. مگر نه اینکه رسانه باید آینهدار حقیقت و مطالبهگر منصف باشد؟ چرا عدهای از پسِ نقاب قلم، به عقدهگشایی، تخریب و تهمتپراکنی روی آوردهاند؟
در سوگ مرگ تلخ سهیل طاووسیان، تکنسین پرتلاش علوم پزشکی، که جانش را در استخر فرهنگیان یاسوج از دست داد، نگارندهای با بیانصافی و لحنی شتابزده، نهاد آموزش و پرورش را به رگبار اتهام بست. نه سندی، نه منبعی، نه تحقیقی… فقط خشم و پیشداوری. این نوع نگارش، نه تنها با اصول روزنامهنگاری حرفهای بیگانه است، بلکه توهینی آشکار به هزاران معلم، کارمند و مدیر خدوم استان ماست. آیا این انصاف است؟
جای پرسش دارد که چرا آموزش و پرورش باید قربانی تحلیلهایی شود که بهوضوح بیشتر برآمده از خصومتهای کهنه، رقابتهای پشتپرده و فضای ذهنی نویسنده است تا بررسی واقعیتها؟ مگر نه اینکه مدیریت مجموعههایی مانند استخر، متولیان گوناگونی دارد و مسئولیت ایمنی آن صرفاً بر عهده یک دستگاه نیست؟ پس چرا برخی با قلمی تند، تمام بار مسئولیت را به یک نهاد حواله میکنند و با الفاظی چون «مافیا»، «رانت»، «فامیلسالاری» و حتی «آنارشیسم»، سعی در ترسیم چهرهای مخدوش دارند؟
من به عنوان یک فعال رسانه ای، نه میگویم آموزش و پرورش بینقص است و نه نقد را نفی میکنم. اما از شما میپرسم، نقد اگر بیسند باشد، اگر با غرض نوشته شود، اگر زخم بر زخم مردم بزند، دیگر نقد نیست؛ تیشهای است که بر ریشه اعتماد مردم فرود میآید.
یادمان نرود، ما همه در یک قایق نشستهایم. اگر بخواهیم با هر حادثه، نهادها را بیرحمانه بکوبیم و چهرههای خدوم را با اتهامات بیپایه بیآبرو کنیم، چیزی جز بیاعتمادی، انشقاق و فرار نیروهای متعهد نصیبمان نمیشود.
بیایید در کنار هم، بهجای تخریب، فریاد مطالبهگری آگاهانه باشیم. کاش نویسنده محترم، بهجای هیاهو و بیانیهنویسی، پیشنهاد میداد چگونه میتوان از تکرار چنین فجایعی جلوگیری کرد؟ کاش نگاهش بهجای تخریب، سازنده بود.
مرگ سهیل عزیز، اگرچه جانگداز است، اما میتواند نقطهی آغاز تحول باشد؛ اگر قلممان را مسئولانه در دست بگیریم، حقیقت را فریاد بزنیم، و با احترام به رنج بازماندگان، بهجای موجسواری بر غم مردم، قدمی برای بهبود شرایط برداریم.
قلم، امانت است؛ اگر نیتش حقیقت نباشد، نه تنها روشنگر نیست، بلکه زهر میریزد…
برچسب ها :آیت اله ظفری،روابط عمومی،آموزش وپرورش
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
درود بر انسانهای منصف و واقع بین متاسفانه عده ای قلمشان و گفتارشان فقط در جهت ایجاد جو نا امنی و تخریب دیگران می چرخد
بدون از اطلاع و فقط بر اساس حرف و شایعات قضاوت میکنند، محکوم میکنند، و خود هم خواستار اجرای قضاوت ناقصشان میشوند
متاسفانه اینجور اتفاقات مرتب در حال تکرار شدن هست و هر ساله تعداد زیادی از هموطنان به دلیل عدم آشنایی و رعایت نکردن شرایط ایمنی، در استخرها و رودخانه ها و…. غرق میشوند نباید فراموش کنیم بعضی از غرق شدنها به دلایل خاصی از جمله بیماریهای قلبی و تنفسی و یا سکته های ناگهانی اتفاق می افتد و در این مورد خاص باید منتظر جواب پزشکی قانونی و سایر مراجع بود…
درود: دکتر رضایی از انسانهایی هستند که انسانیت را در همه مراحل با تمام وجود رعایت کردند عملکرد ایشان را همه دیدند ،کوته فکران بی سواد دنبال حاشیه سازی هستند
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 3 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 3