ریاست به دست کسانی خطاست
که از دستشان دستها بر خداست
سعدی شیرازی
باقر خرمی_صبح خرد؛ ای کسی که در نزد ما از خردمندان به شمار میآمدی! چگونه نوشیدن و خوردن را بر خود گوارا کردی، در حالی که میدانی حرام میخوری و حرام مینوشی!!!
به پروردگار جهانیان سوگند! اگر آنچه که تو از اموال مسلمانان به ناحق بردی، بر من حلال بود، خشنود نبودم که آن را میراث بازماندگانم قرار دهم.
نهجالبلاغه، ترجمه استاد دشتی، نامه چهل و یک، صفحات سیصد و نود و سیصد و نود و یک
امروزه مردمِ تمام جغرافیای ایران از پدیدهی شوم و همهگیر فساد، رنجور و دردمند هستند؛ فسادی که همچون بختک، زندگی مردم را احاطه نموده و در شاخههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، درمانی، ورزشی و … آشکارا گسترده شده است. این فراگیری پلید به حدی است که معمولاً در رقابتهای انتخاباتی، شعار مبارزه با فساد، یکی از شاخصهای مهم پیروزی بر رقیب به شمار میآید؛ اما وقتی پیروزی به چنگ میآید، فساد در جای خود باقی میماند و فقط جای افراد عوض میشود. (پزشکان همچنان زیرمیزی میگیرند، بازنشستگان از ضعف بیمه در رنجاند، بیماران در تأمین دارو ناتواناند، مدیران ریاکار مانند زنبور دور ملکهشان میچرخند و …)
سالهاست که مردم عادی از فساد، تبعیض، رانت و … در عذاب هستند. سؤال اینجاست که چرا در تمام تریبونهای مهم و قانونی کشور، نوای مبارزهی همهجانبه با فسادزایی و فسادپذیری سر داده میشود، اما روزبهروز فساد عامتر و بهروزتر میگردد؟ تا جایی که پدیدهی فساد، اصطلاحات خاصی را با خود به ارمغان آورده است: آقازادهها، یقهسفیدها، رانتخواران، ژنهای غالب، از ما بهتران، بچههای بالا و …
در سالهای نهچندان دور، مردم در گفتار روزمرهی خود، واژهی فساد را تنها به فساد اخلاقی تعبیر مینمودند؛ اما امروزه، با اظهار تأسف فراوان، باید گفت بذر فساد در بسیاری از شاخهها ریشه دوانده و تبدیل به درختی تناور گردیده است. اگر حکمرانان و دولتمردان خواهان فسادستیزی و خشکاندن این ریشهی رو به پیشرفت هستند، باید بهجای شطرنجینمودن چهرهی مفسدان و سخنرانیهای بیپشتوانه در همایشها، زمینههای وقوع فساد را شناسایی و مسدود نمایند تا نسل آینده با اندکی امیدواری، در سایهی قانونمداری به زندگی خود ادامه دهد.
جامعهشناسان بر آناند که شاخصهایی همچون بیکاری، اعتیاد و … از عوامل مهم فساد هستند و تا زمانی که حکمران نتواند چنین شاخصهایی را به حداقل برساند، در مبارزه با پدیدهی فراگیر فساد ناکام خواهد بود. در گزارشهای خبری جهان میخوانیم و میشنویم که در کشورهای غیرمسلمان، به دلیل خیانتهای اقتصادی، مسئولان به اعدام محکوم میشوند. (این یعنی حاکمیت قانون)
ملت رنجدیده، در برابر جنگهای هشتساله و دوازدهروزه قد علم میکنند و برای پاسداشت آیین ایرانی و دین اسلامی، خسارتهای بزرگ ناشی از تحریم را تحمل میکنند؛ اما این اندوه عظیم بر وجودشان سنگینی میکند که سلطانهای شکر، روغن، دارو، برنج و صدها قلم دیگر، بیش از جنگها و پیش از تحریمها، روحشان را میخراشد و چراغ امیدشان را رو به خاموشی میبرد!!!!
در کشور عزیز ما ایران، فلان مدیری که حق بازنشستگان، پرستاران، معلمان، سپردهگذاران و مردم عادی را غصب میکند، از طرف نهادهای قانونی با حروف درهمریختهی الفبایی اینگونه به مردم معرفی میشود: آقای «ح. ب.»، آقای «م. د.»
با پدید آمدن اختلاس بعدی، حروف «ح. ب.» و «م. د.»، ماجرایشان به کلی فراموش میشود و آقایان «ر. م.» و «س. ک.» آفتابی میگردند. این سریال همچنان ادامه دارد و هنر بزرگ مسئولان پیگیر، استخراج حروف اول نام و نام خانوادگی اختلاسگر و معرفی رازآلود او به رسانههاست.
آیا ملت حق ندارند خائنان به بیتالمال و حقوق و منافع خود را از قاب تلویزیون میهن خود ببینند و اهمالکاران را بشناسند؟؟
بیایید برای اعتماد مردم، قانون را به جای خود بنشانید.
شهروند لندهای – سید باقر خرمی
آذرماه ۱۴۰۴
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 6 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 6