تاریخ انتشار : سه‌شنبه 2 تیر 1405 - 23:53

یادداشت کوتاه؛

یادنامه‌ای برای کوچ ابدی زنده‌یاد حسن قبادی

یادنامه‌ای برای کوچ ابدی زنده‌یاد حسن قبادی
حسن قبادی درختی تناور و پربار بود؛ سایه‌اش آرامش می‌بخشید و کلام گرم و دلنشینش امید را به جان خستگان هدیه می‌کرد. نیک سخن می‌گفت، نیک می‌شنید

ادریس کشاورز_صبح خرد؛  وزین بود و سترگ؛ ایران را آباد، مردم را سربلند و آینده را روشن می‌خواست. از اهالی دیروز بود، اما برای فردایی بهتر می‌اندیشید و می‌کوشید. علم معلمی بر دوش داشت و ردای فاخر فرهنگ بر تن.

آفتاب عمر حسن قبادی، آن مرد نیک‌سرشت و صبور، در آغاز تابستان غروب کرد تا محفل اندیشه، اخلاق و مهر، یکی از گرم‌ترین چراغ‌های خود را از دست بدهد. رفتن او، پایان زندگی مردی از تبار دانایی نبود؛ آغاز ماندگاری نامی بود که سال‌ها در حافظه فرهنگی و اجتماعی این دیار خواهد درخشید.

حسن قبادی درختی تناور و پربار بود؛ سایه‌اش آرامش می‌بخشید و کلام گرم و دلنشینش امید را به جان خستگان هدیه می‌کرد. نیک سخن می‌گفت، نیک می‌شنید و هیچ‌گاه از دایره ادب و احترام بیرون نمی‌رفت. همین منش و مرام بود که او را محبوب دل‌ها ساخته بود و امروز فقدانش را برای دوستان، همکاران، شاگردان و همه آنان که او را می‌شناختند، به داغی سنگین بدل کرده است.

نام حسن قبادی در لوح جان مردمان این سرزمین به یادگار خواهد ماند و تاریخ از او به نیکی یاد خواهد کرد؛ همان‌گونه که خود نیک بود و برای مردم جز نیکی نمی‌خواست.

فردوسی بزرگ چه نیک سروده است:

به نام نکو گر بمیرم رواست
مرا نام باید که تن مرگ راست

همه مرگ را درنوردد گذر
نباشد کسی را ز مرگ ای پسر

از او نام نیکو بماند به جای
خردمند خواند ورا رهنمای

 

یادش گرامی، نامش جاودان و راهش پررهرو

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.