تاریخ انتشار : دوشنبه 1 آذر 1395 - 10:40 - دوشنبه 21 نوامبر 2016 - 10:40

برادر کشی و غارتگری افتخار نیست/ بزرگان بویراحمد بر طبل قبیله گرایی می کوبند

برادر کشی و غارتگری  افتخار نیست/ بزرگان بویراحمد بر طبل قبیله گرایی می کوبند

پایگاه خبری تحلیلی صبح خرد(جمانیوز) ((یاداشتی که می خوانید از سری یادداشت های مخاطبین”صبح خرد”(جمانیوز) می باشد  و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. می توانید با ارسال یادداشت خود، این مطلب را تأیید یا نقد کنید.)) به قلم سهیل الوزریان بنام خداوند تاریخ در نگاهی عمیق به تاریخ جنگها و

پایگاه خبری تحلیلی صبح خرد(جمانیوز)

((یاداشتی که می خوانید از سری یادداشت های مخاطبین”صبح خرد”(جمانیوز) می باشد  و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. می توانید با ارسال یادداشت خود، این مطلب را تأیید یا نقد کنید.))

به قلم سهیل الوزریان

بنام خداوند تاریخ
در نگاهی عمیق به تاریخ جنگها و نبرد های کهگیلویه و بویراحمد این نکته استنباط می شود که در تمامی فراز و نشیب ها و نبردهای گذشته که امروز متاسفانه نسل دانشگاهی ، نخبگان ، روشنفکران و حتی برندهای فرهنگی و هنری استان از آن، بعنوان تاریخ پرافتخار یاد می کنند …
نکته ای جالب و مغفول مانده را به ذهن هر انسان آزاده ای درمی آویزد:
در این نبرد ها و جنگ های طایفه و حتی تفنگ کشیدن بر هم وطن ها و هم استانی ها و حتی سربازان دولت محنوس پهلوی (که افتخار و مایه غرور محسوب می شود.)
هیچ؛!!
و دقیقا هیچ عنصر آزادیخواهی ، عدالت طلبی و دینجویی وجود نداشته است و اگر وجود داشته مدعیان ! لطف بفرمایند به مردم و بخصوص نسل جوان استان، بگویند تا بدانند.
در کدام نبرد و جنگ عناصر ایدئولوژیک از جمله دینخواهی ، عدالت طلبی ، آرمان جویی و آزادیخواهی وجود داشته است؟
و قطعا اگر چین عناصری حتی عنصر وطن پرستی و اجنبی ستیزی وجود داشت، امثال شخصیت هایی همچون ستار خان ، باقرخان ، ریسعلی دلواری ، شیخ ناصر چاهکوتاهی ، میرزاکوچک خان جنگلی ، کنلل محمد تقی پسیان و … داشتیم. چرا نداریم؟؟
شخصیتی در این حد و اندازه در تاریخ استان ؟؟
واقعا چرا نداریم؟؟
چون ؛ میرزا کوچک خان تا آخرین نفس در برابر استعمار و اجنبی مبارزه کرد و تنفگ شلیک کرد ولی وقتی که در تیرس اش، سرباز ایرانی و حتی سرباز رضاشاه قلدر قرار گرفت، ماشه را و گلنگدن برنو را ، نچکاند….
و تفنگ را زمین گذاشت و حتی زیر درختی چال کرد ، تا در کنار اینهمه ظلمی که استعمار و اجنبی به ملت ش می کند ،خودش نیز بر هموطن خود برنو نکشد….
و ریسعلی دلواری نیز همچنین …حتی ریسعلی دلواری زمانی بدست وطن فروشی برادر کش از پشت تیر خورد با شهامت بلند شد و فریاد کشید آهای !! انگلیسی! جنگ من با توی اینگلیسی است نه با سرباز اجیر شده هندی ….و در همین لحظه از پشت خنجر خود ( از همان جنس خنجر هایی که در سینه خسرو خان ضرغامپور فرو رفت !!!!)
اما در استان ما کسانی چنان به برادر کشی و غارت همسایه افتخار می کنند که گویی طراحان اصلی کودتای ۲۸ مرداد را به گلوله بسته اند…. غافل از اینکه…..چهره های مدعی آکادمیک بدانند غارتگری افتخار نیست و بر برادرکشی هم فخری نمی باشد.
افتخار استان ما در حوزه سیاسی و عقیدتی سه نکته روشن است؛
اول مبارزات مرحوم حضرت آیت الله ملک حسینی(ره) و حضرت آمیراحمد تقوی علیه حکومت پهلوی دوم مبارزات مردم گچساران به رهبری بهرام تاجگردون و شهادت تنی چند از جوانان در مبارزه با حکومت پهلوی و ساواک آنهم قبل از انقلاب…
سوم رشادت ها و شهادت طلبی های رزمندگان و بسیجیان استان در جنگ تحمیلی در یک کلام همه آنچه متعصبین افتخار گذشته گان تلقی می کنند به اندازه زندگی نامه مهندس مکانیکی نیست که دانشگاه آمریکایی را ول کرد و همدوش هم ولایتی هایش جان خود را فدای اسلام و ایران نمود(شهید طیب).اگر دوستان اینقدر متعصب اند روی نام طایفه شان که در نام استان بماند؟،، پس بقیه ایلات و طوایف استان و شهرستان های دیگر نیز میخواهند که نام شهر و ایل شان در نام استان بگنجد. سی سختی ها ، بهمئی ها ، باوی ها ، قشقایی ها ، دره شوری ها ،کشکولی ها ، چرامی ها ، گچسارانی ها ، لنده ای ها ، طیبی ها … و بقیه هم میخواند مثل شما ، روی نامشان متعصب باشند؟
مگر چرامی ها یا بهمئی ها تاریخ و فرهنگ ندارند ؟!؟! و فقط شما فرهنگ دارید؟
مگر باوی ها و طیبی ها تاریخ ، فرهنگ و هنر نداشته اند ؟!!؟ و فقط شما ها دارید؟؟
پس به لنده ای ها ، چرامی ها ، بهمئی ها ، طیبی ها ، قشقایی ها ، دره شوری ها، دشمن زیاری ها ، گچسارانی ها و بقیه هم حق بدهند مدعی جدایی از استان و تشکیل استان جدیدی به مرکزیت کهکیلویه و یا بهبهان باشند؟؟

جدایی از ک و ب و پیوستن به بوشهر و یا فارس و یا تشکیل استانی جدید به مرکزیت بهبهان و یا دهدشت یعنی گچساران ، باشت ، دهدشت ، بهبهان ، دیلم ، بهمئی ، لنده و چرام بشوند استانی جدید به مرکزیت بهبهان یا دهدشت به دریا هم از طریق دیلم راه داریم و نفت هم داریم.
به نظر من حالا که چرام ، گچساران ، قشقایی و کشکولی ، باوی ، بویراحمد گرمسیر ، طیبی ، سادات ، بهمئی و دشمن زیاری را در استان هیچ حساب نمی کنند و بر طبل قبیله گرایی و طایفه گرایی می کوبند و حتی بزرگان بویراحمد نیز از جمله وکیلی که وکیل پایتخت است ، متعصبانه بر این تاریخ مبهم …. می کوبند .
پس جناب آقایان! حضرت آیت الله سید علی اصغر حسینی، حضرت آمیر احمد تقوی ،سید کامل تقوی نژاد ، محمد علی افشانی ، منطقیان ، لاهوتی ، رضاتوفیقی ، سید قدرت حسینی، محمد موحد ، غلامرضا تاجگردون و دکتر سید موسی خادمی ! گچساران و کهگیلویه را جدا کنید و استانی جدید تشکیل دهید و نام آنرا هر چه می خواهبد بگذارید و یا اصلا بطور کلی ما را ضمیمه فارس و یا بوشهر کنید. چرا که اگر زیر سایه فرهنگ ، ادب و هنر سعدی و حافظ باشیم، بهتر است …
اگر زیر مجموعه دلیران تنگستان و دشتستان باشیم و زیر مجموعه وطن پرستان اجنبی ستیزی چون ریسعلی دلواری باشیم، بهتر است .

صبح خرد..

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.