تاریخ انتشار : شنبه 15 بهمن 1401 - 12:52

تلخ و شیرین یک اتفاق جالب از مردی که نمرده بود؛

“تماس از برزخ”

“تماس از برزخ”
"مهرزاد حسن شاهی" دبیر ادبیات  شیرازی دهه 70 دبیرستان شمس تبریزی در سکوت و بی خبری همکاران و شاگردان سابقش دیده از جهان فروبست؛ این تیتر خبری"صبح خرد" به روایت و اطلاع یکی از همکاران ایشان منتشر و بهت و ناراحتی به سراغ همه آمد، تا اینجا و بعد سه سال همه چیز عادی بود و به مانند همه اتفاقات تلخ و شیرین به فراموشی رسید تا اینکه در بهمن ماه 1401 همسر "مهرزاد حسن شاهی" ذیل همان خبر ، خبر داده که "حسن شاهی" زنده است و هم اکنون در دادگستری استان فارس مشغول به فعالیت است و الحمدالله...

“مهرزاد حسن شاهی” دبیر ادبیات  شیرازی دهه ۷۰ دبیرستان شمس تبریزی در سکوت و بی خبری همکاران و شاگردان سابقش دیده از جهان فروبست؛ این تیتر خبری”صبح خرد” به روایت و اطلاع یکی از همکاران ایشان منتشر و بهت و ناراحتی به سراغ همه آمد، تا اینجا و بعد سه سال همه چیز عادی بود و به مانند همه اتفاقات تلخ و شیرین به فراموشی رسید تا اینکه در بهمن ماه ۱۴۰۱ همسر “مهرزاد حسن شاهی” ذیل همان خبر ، خبر داده که “حسن شاهی” زنده است و هم اکنون در دادگستری استان فارس مشغول به فعالیت است و الحمدالله…

در ادامه “ادریس کشاورز” مدیر مسئول “صبح خرد” که ازشاگردان همان دوران”مهرزاد حسن شاهی” بود خبر داده که ؛ خبر تلخ صحت نداشت و وی زنده است.

خبر رسانه ای شده و تماس ها حاصل و ارتباطات برقرار شده تا “مرتضی عابدی اردکانی” دبیر اردکانی دهه ۷۰دبیرستان شمس تبریزی جاورده در شهرستان کهگیلویه به همین بهانه نگارشی جالب ارسال کرده که در ادامه می خوانید.

“صبح خرد”؛  تقریبا دوسال پیش ، یکی از همکارانم (شاگردان سابقم)  در خبری تلخ در پایگاه خبری تحلیلی صبح خرد، خبر از مرگ یکی از همکارانم در شیراز را منتشر کرد.

خیلی متاثر شدم ، سال دومی که در جاورده بودم او تازه از شیراز برای تدریس ادبیات به جاورده آمده بود‌. پسری فوق العاده بی غل و غش بود.

قصه من و “مهرزاد حسن شاهی” ، قصه مثنوی هفتاد من است که دراین مجال نمی گنجد.

دیروز که در کارگاهم  مشغول کار بودم، تلفنم زنگ خورد.

۰۹۱۷بود. برداشتم طرف ظاهرا دستپاچه شد و فامیل یکی دیگر را گفت.

از روی پیش شماره فهمیدم که از خوبان لر است و حتما دوباره زنگ می زند.
وصدالبته زنگ زد.

باورتان نمیشود وقتی خودش را معرفی کرد ، نزدیک به سنکوپ بودم.

بله ، خود مرحوم حسن شاهی بود ، همکار سی سال قبلم که اشتباها به دلیل شباهت فامیلی با کس دیگری ، اورا مرحوم فرض کرده بودند .
چقدرخوشحال شدم کلی خاطره برایم زنده شد.
حالا من مانده ام و یک دعوت به شیراز و دیدار با مرحوم حسن شاهی…

توضیح تصویر؛  از راست آقایان سعیدی ، دبیرریاضی از بجنورد ، حسنی منش دبیر شیمی از قم ، عابدینی دبیرالهیات از یزد، حسن شاهی دبیرادبیات از شیراز و مرتضی عابدی اردکانی …

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 1
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

مرتضی عابدی اردکانی شنبه , 15 بهمن 1401 - 15:26

سلام و سپاس از دوست عزیزم ، ادریس کشاورز که باعث و بانی این آشنایی مجدد شد.

رفتن به نوار ابزار