می بینی آقای رنگو…..!

می بینی آقای رنگو…..!

حقوق بشر؛ کاغذنوشته ای است که دست به دست اعضای اتحادیه ی اروپا و کنگره نشینان آمریکا می چرخد و لق لقه ی زبانشان است. بی حساب برسرمان بمب ریخته اند و دنیا سکوت کرده است.؛
رسد زباغ اندیشه، عطر کلام معلم

رسد زباغ اندیشه، عطر کلام معلم

سم به نام مقدست به وقت نوشتن ازتومهربانترین و منزه ترین کلمه هاراگلچین میکنم تاشایدآنگونه که باید و شاید حق مطلب رابه جا آورده باشم! گرچه می دانم گوهرنایاب وجودت ، ساحت مقدست را آنگونه که باید هم زبان الکن است و هم قلم قاصر!؛
آتشی افروخته ام درجان شعر!

آتشی افروخته ام درجان شعر!

صدای تو آوازقوی عاشقیست در کرشمه ی برق چشمان مردی ازدوره ی رودکی که دخترک هراتی دلم رامیلرزاند در سِحر حرارت نگاهش وکلامش!؛
“پدر” ؛ ای شاهرگ همه ی خیال های قشنگ

“پدر” ؛ ای شاهرگ همه ی خیال های قشنگ

هنوزدست هایش باخاک الفتی شاعرانه دارد، آنگاه که برزمین شخم زده دانه های جو و گندم را شعر می پاشد تادرفصل درو، زندگی را دانه دانه از کاه دربازی دست و باد و داس و حوسه جداکند ودر موسیقی بی کلام "آردبیزها" دف بنوازد!؛
“سوگند نامه خائیز” ؛ معصومه نوری

“سوگند نامه خائیز” ؛ معصومه نوری

پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir) به شلاق سرخ آتش برتن سبز بلوط” که بلوط زنیست خون بس” سوگند………………. به آوازهای غمگین کوه خائیز و دنا سوگند………………. به برگ برگ هزار درخت سوخته درآتش سوگند…………. به آخرین دیدارکبکی باجوجه هایش، به آوای حزین کبکی سوخته درآتش سوگند………….. به تنهاپناهگاه امن، به پستان پراز شیرِ بز کوهی خائیز