واکنش اردشیر یاری به اظهارات سعید لیلاز درباره کریمخان زند؛
کریمخان، وکیلالرعایا بود؛ تحقیر یک قوم، نقد تاریخ نیست!
“صبح خرد”؛ متن یادداشت اردشیر یاری به شرح زیر است:
تاریخ ایران، قالیِ بزرگی است که هر قوم، هر کوه، هر دشت و هر رود، رنگی و نقشی در آن دارد. اگر یک رنگ را از این قالی بگیری، نقش میشکند؛ اگر یک قوم را کوچک بشماری، ایران کوچک میشود. در میان این نقشهای رنگین، مردمان لر، چون زاگرس، سربلند و استوار ایستادهاند؛ با بلوطهای تنومندی که ریشه در خاک دارند و شاخه در آسمان، و با مردمانی که سرود آزادگی را از دل کوهها به پهنای تاریخ آوردهاند.
کریمخان زند، فرزند همین کوه و همین بلوط و همین خاک بود. او تنها فرمانروایی در تاریخ این سرزمین بود که تاج را نه بر سر، که بر دوش مسئولیت نهاد؛ تنها کسی بود که قدرت را با شمشیر گرفت، اما خود را «وکیلالرعایا» نامید. او پادشاهی نکرد تا شاه باشد؛ حکومت کرد تا رعیت در امان باشد. شیراز را مهد تمدنی کرد که پس از قرنها، هنوز بوی عدالت و آبادانی از بازار وکیل، مسجد وکیل، حمام وکیل و ارگ کریمخان به مشام میرسد. او اگر به معنای مدرن امروزی «بیسواد» خوانده شود، در مردمداری و کشورداری، استادی بود که درسهایش را نه از مکتب، که از زندگی، از رنج مردم و از بلندای زاگرس آموخته بود.
من کریمخان را معصوم و بیگناه نمیدانم؛ تاریخ را میتوان و باید نقد کرد. هیچکس از تیغ نقد مبرا نیست. اما اینکه واژه «بیسواد لر» را چون تیغی بر پیشانی یک قوم بگذاریم، نه نقد تاریخ است، نه شجاعت بیان؛ اوج تمسخر یک قوم است. متأسفم که آقای لیلاز، که در بیان بسیاری از حقایق زبانبسته است، زبان به تمسخر قومیتی میگشاید که هویتش به بلندای زاگرس و به ریشهدوانی بلوطهای تنومند در خاک ایران است.
اگر تاریخ سراسر فراز و فرود ایران را بکاویم، لر همیشه در دفاع از مرز و بوم ایران پیشتاز بوده است. هیچگاه ساز ناکوک جدایی ننواخته است. در هر حادثه و هر هجوم، برنو به دوش گرفته و جنگیده است. در ماجرای خلبان آمریکایی، همین لرها بودند که با برنوهایشان به جنگ هلیکوپترهای آمریکا رفتند. لر، همیشه بلوط خود را خورده و گوشت شکار را چاشنی آن کرده، اما در برابر هیچکس سر فرود نیاورده است. او آموخته که آزادگی، میراث کوه است؛ و کوه، هرگز به زنجیر درنمیآید.
قومیتها رنگهای زیبای قالی ایرانند. اگر هر رنگ را ارج نهیم، قالی کامل میشود؛ اگر یکی را خوار بشماریم، نقش از هم میپاشد. لر، کرد، ترک، بلوچ، فارس، عرب، گیلک، مازندرانی و همه اقوام، پارههای پیکر ایرانند. باید به همه اقوام احترام گذاشت، نه از سر تعارف، بلکه از سر فهم تاریخی. ایران با تنوعش زنده است؛ با احترام به همه رنگهایش، ماندگار میماند.
اردشیر یاری
برچسب ها :اردشیر یاری ، اقوام ایرانی ، صبح خرد ، کریم خان زند ، لر
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0