نقدی جامعهشناختی محمد نوروزی نیا؛
بازتاب یک نزاع محلی تا بازتولید شکافهای اجتماعی
محمد نوروزی نیا-صبح خرد؛ در روزهای اخیر، خبر درگیری دستهجمعی در یکی از روستاهای محروم بخش دیشموک، فراتر از محدوده جغرافیایی محل وقوع حادثه بازتاب پیدا کرد و به موضوع بحث در رسانهها، شبکههای اجتماعی و گفتوگوهای روزمره مردم در استان کهگیلویه و بویراحمد، استانهای همجوار و فضای رسانهای کشور تبدیل شد. چنین بازتابی، صرفنظر از انگیزه رسانهها و کاربران، فرصتی برای بررسی یک مسئله مهم اجتماعی فراهم میکند: چگونه یک حادثه محلی به موضوعی عمومی تبدیل میشود و در جریان این انتقال، چه بر سر معنای رویداد، برداشت مردم و روابط میان گروههای اجتماعی میآید؟
برای فهم این مسئله، نباید تنها به اصل درگیری یا نحوه انتشار خبر توجه کرد. آنچه اهمیت دارد، فرآیندی است که در آن یک رخداد واقعی، از مسیر انتخاب تیتر، انتشار تصاویر، بازنشر روایتهای مختلف، اظهار نظر کاربران و شکلگیری داوریهای جمعی، معنایی فراتر از خود حادثه پیدا میکند. گاهی این فرآیند به روشن شدن ابعاد مسئله و افزایش حساسیت عمومی نسبت به امنیت و محرومیت مناطق کمک میکند؛ گاهی نیز با انتشار اطلاعات تأیید نشده، توهین و نسبت دادن رفتار چند فرد به یک طایفه یا جامعه محلی، زمینه گسترش بدبینی و تشدید اختلافها را فراهم میآورد.
از دیدگاه جامعهشناسی رسانه، انتشار یک خبر صرفاً انتقال اطلاعات از فرستنده به گیرنده نیست. رسانهها با انتخاب آنچه برجسته میکنند، نحوه روایت حادثه و چارچوبی که برای تفسیر آن در اختیار مخاطب میگذارند، در شکلگیری برداشت عمومی نقش دارند.
این موضوع در نظریه چارچوببندی (Framing Theory)، مورد توجه قرار گرفته است. بر این اساس، تفاوت مهمی وجود دارد میان گزارشی که درگیری را به مجموعهای از عوامل، زمینهها و پیامدهای اجتماعی پیوند میدهد و گزارشی که صرفاً بر تصاویر خشونتآمیز، هویت طایفهای طرفهای درگیر یا جنبههای هیجانبرانگیز حادثه تمرکز میکند. روایت نخست میتواند زمینه فهم مسئله را فراهم سازد؛ روایت دوم ممکن است نگاه مخاطب را به سوی قضاوتهای سادهانگارانه و تعمیمهای شتابزده سوق دهد.
البته نباید هر پوشش گسترده رسانهای را مخرب دانست. اطلاعرسانی مسئولانه میتواند افکار عمومی را نسبت به نا امنی، محرومیت، ضعف سازوکارهای حل اختلاف و پیامدهای اجتماعی خشونت حساس کند. مسئله از جایی آغاز میشود که جلب توجه مخاطب بر دقت و مسئولیت حرفهای غلبه کند؛ تیترهای تحریکآمیز جای توضیح را بگیرند، تصاویر بدون توجه به پیامدهای انتشار آنها بازنشر شوند یا روایتهای تأییدنشده در مقام واقعیت قرار گیرند. در چنین شرایطی، خبر بهجای آنکه به فهم یک مسئله کمک کند، ممکن است به موضوعی برای رقابت بر سر جلب توجه تبدیل شود.
این مسئله در شبکههای اجتماعی ابعاد پیچیدهتری پیدا میکند. در این فضا، هر کاربر میتواند همزمان مخاطب، ناشر و مفسر خبر باشد. سرعت بازنشر، امکان انتشار نظرهای هیجانی و دشواری بررسی صحت برخی محتواها، شرایطی ایجاد میکند که در آن یک ادعای تأییدنشده ممکن است پیش از روشن شدن واقعیت، به باوری عمومی تبدیل شود از این منظر، مفهوم انتشار اطلاعات نادرست(Misinformation) اهمیت دارد؛ یعنی اطلاعاتی که نادرست یا گمراهکنندهاند، خواه منتشرکننده از نادرستی آنها آگاه باشد یا نباشد. در مقابل، انتشار عمدی اطلاعات خلاف واقع را باید از این وضعیت متمایز کرد. این تفکیک ضروری است، زیرا هر خطا در بازنشر را نمیتوان به قصد فریب نسبت داد، اما پیامد اجتماعی آن نیز نباید نادیده گرفته شود.
در کنار اطلاعات نادرست، مسئله مهمتر، تبدیل رفتار افراد به داوری درباره یک گروه اجتماعی است. هنگامی که کنش چند فرد به همه اعضای یک طایفه، روستا یا منطقه نسبت داده میشود، با نوعی تعمیم ناروا و برچسبزنی اجتماعی مواجهیم. در این وضعیت، هویت جمعی افراد به معیاری برای داوری درباره شخصیت و رفتار آنان تبدیل میشود .نظریه برچسبزنی (Labeling Theory)، اگرچه در اصل برای تحلیل فرآیندهای تعریف انحراف و واکنش اجتماعی به کار رفته است، میتواند بخشی از سازوکار شکلگیری چنین داوریهایی را روشن کند. فرد یا گروهی که در فضای عمومی با یک عنوان منفی شناخته میشود، ممکن است حتی بدون مشارکت در حادثه، در معرض تحقیر، بدگمانی یا طرد قرار گیرد.
از این منظر، توهین به اقوام و طوایف را نمیتوان صرفاً اختلاف سلیقه یا واکنشی گذرا در فضای مجازی دانست. چنین رفتارهایی مرز میان نقد یک کنش و تحقیر یک هویت جمعی را از بین میبرند نقد خشونت، مطالبه پاسخگویی از عاملان حادثه و بررسی مسئولیت نهادهای مرتبط، با تحقیر یک قوم یا طایفه تفاوت اساسی دارد. اولی میتواند زمینه اصلاح و پیشگیری را فراهم کند؛ دومی ممکن است خصومت را از سطح افراد درگیر به روابط میان گروههای گستردهتر منتقل کند. در نتیجه، کسانی که در حادثه نقشی نداشتهاند نیز ممکن است خود را هدف حمله و اتهام ببینند و به موضع دفاعی یا تقابلی کشیده شوند.
افراد بخشی از هویت خود را از عضویت در گروههای اجتماعی میگیرند و در برخی شرایط، مرز میان «ما» و «آنها» در ذهنشان پررنگ میشود. اگر خبر یک نزاع با زبان طایفهای و روایتهای جانبدارانه بازنشر شود، احتمال دارد مخاطبان بهجای ارزیابی رفتار افراد بر اساس شواهد، حادثه را از منظر تعلق گروهی تفسیر کنند. در این حالت، حتی اطلاعاتی که در ابتدا صرفاً خبری درباره یک درگیری بوده، ممکن است به نشانهای برای تأیید پیشداوریهای قبلی تبدیل شوند. البته این نتیجه قطعی و یکسان نیست؛ نوع روایت رسانهای، روابط پیشین گروهها و واکنش چهرههای مورد اعتماد محلی میتوانند در مسیر شکلگیری برداشتها اثر بگذارند.
از سوی دیگر، نظریه اقتصاد توجه (Attention Economy) توضیح میدهد که چرا برخی محتواهای هیجانانگیز، خشمبرانگیز یا مناقشهآمیز ظرفیت بالایی برای جلب توجه پیدا میکنند. در محیطی که دیده شدن و بازنشر گسترده اهمیت دارد، محتوای تحریککننده ممکن است بیش از گزارش دقیق و متعادل گردش پیدا کند. با اینحال، نباید بدون شواهد، همه رسانهها یا کاربران را به دنبال کردن منفعت و هیجان متهم کرد. مسئله، وجود سازوکاری است که میتواند انتشار محتوای جنجالی را تشویق کند؛ سازوکاری که ضرورت پایبندی به راستیآزمایی، رعایت حریم خصوصی و پرهیز از تحریک خصومت را بیشتر میکند.
در بررسی این حادثه، توجه به زمینههای اجتماعی منطقه نیز ضروری است. محرومیت اقتصادی،بن بست ارتباطی، محدودیت فرصتهای آموزشی و شغلی، ضعف دسترسی به خدمات عمومی یا ناکارآمدی سازوکارهای حل اختلاف، در صورت وجود و با اتکا به شواهد، میتوانند بخشی از زمینه تحلیل نزاعهای محلی باشند. با اینحال، فقر یا محرومیت را نباید بهعنوان علت قطعی و مستقیم هر درگیری معرفی کرد. چنین تحلیلی هم از نظر علمی سادهانگارانه است و هم ممکن است به باز تولید تصویری منفی از مردم مناطق محروم بینجامد. زمانی میتوانیم به فهم مسئله برسیم که میان شرایط ساختاری، روابط اجتماعی، تصمیمهای فردی و عوامل خاص هر حادثه تمایز گذاشته شود. بهویژه در منطقهای که با محرومیتهای اقتصادی و اجتماعی دستوپنجه نرم میکند، شایسته است توجه افکار عمومی از هیجانزدگی، تحقیر و برچسبزنی، به سمت شناخت زمینههای شکلگیری نزاع، حمایت از آسیبدیدگان و یافتن راهکارهایی برای جلوگیری از تکرار آن هدایت شود.
همچنین، بازتاب گسترده نزاع نباید پیامدهای آن را برای زندگی روزمره مردم، بهویژه کودکان و نوجوانان، از نظر دور نگه دارد.اگر انتشار خبر به تهدید، ترس، تشدید بدبینی یا اختلال در روابط اجتماعی منجر شود، دامنه آسیب از افراد حاضر در درگیری فراتر میرود. خانوادهها ممکن است احساس ناامنی کنند، دانشآموزان با نگرانی به مدرسه بروند و معلمان و کارکنان خدمات عمومی در انجام وظایف خود با دشواری روبهرو شوند.
در مناطق کمبرخوردار، که فرصتهای آموزشی و امکانات حمایتی از پیش محدودند، هر اختلال تازه میتواند هزینههای بیشتری بر زندگی مردم تحمیل کند. ازاینرو، ارزیابی اجتماعی یک نزاع باید علاوه بر علل و عاملان آن، پیامدهای مستقیم و غیرمستقیمش را نیز در نظر بگیرد.
در چنین شرایطی، مسئولیت رسانهها تنها به انتشار سریع خبر محدود نمیشود. رسانه حرفهای باید میان خبر تأییدشده، ادعای طرفهای درگیر و تحلیل کارشناسی تمایز بگذارد؛ از انتشار اطلاعاتی که میتواند امنیت افراد را به خطر اندازد خودداری کند و بهجای نسبت دادن مسئولیت به یک هویت جمعی، بر رفتارهای مشخص و شواهد قابل بررسی تمرکز داشته باشد. کاربران نیز لازم است پیش از بازنشر محتوا، منبع و اعتبار آن را بررسی کنند و میان انتقاد از خشونت و توهین به گروههای اجتماعی تفاوت بگذارند. در کنار این مسئولیتها، نهادهای عمومی و محلی باید زمینه دسترسی به اطلاعات معتبر، رسیدگی به نگرانیهای مردم و حل مسالمتآمیز اختلافها را فراهم کنند.
آنچه از این رویداد میتوان آموخت، فراتر از ضرورت محکوم کردن یک درگیری است. مسئله این است که جامعه چگونه با خشونت مواجه میشود: آیا آن را به فرصتی برای شناخت عوامل اجتماعی، حمایت از آسیبدیدگان و پیشگیری از تکرار تبدیل میکند، یا با شایعه، تحقیر و تعمیمهای ناروا، دامنه آن را در فضای عمومی گسترش میدهد؟ پاسخ به این پرسش، مسئولیت مشترک رسانهها، کاربران، خانوادهها، نهادهای آموزشی و مسئولان محلی است.
نقد خشونت زمانی به مسئولیتی اجتماعی تبدیل میشود که در کنار مطالبه پاسخگویی، از بازتولید همان منطق طرد و خصومتی که به گسترش اختلاف کمک میکند، پرهیز کنیم. درگیری را باید بر اساس شواهد بررسی کرد، مسئولیت افراد را از هویت جمعی آنان جدا دانست و اجازه نداد خطای چند نفر به داوری درباره مردمی تبدیل شود که هر روز برای حفظ زندگی، آموزش فرزندان و ساختن آیندهای بهتر تلاش میکنند. این رویکرد نه به معنای نادیده گرفتن واقعیت حادثه است و نه چشمپوشی از مسئولیت عاملان آن؛ بلکه تلاشی است برای آنکه اطلاعرسانی و نقد عمومی، بهجای افزودن بر زخمهای اجتماعی، به فهم دقیقتر مسئله و کاهش احتمال تکرار آن کمک کند.
برچسب ها :دیشموک ، صبح خرد ، محمد نوروزی نیا ، نزاع دسته جمعی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0